می‌گوییم عراق واحد اما…
محمّد حاجی‌محمود متولد ۱۹۵۳ خورمال حلبچه و دبیر كل حزب سوسیال دموكرات كردستان عراق، از پیشمرگان دیرینه كردستان عراق است كه همپای طالبانی و بارزانی و نیروهای ایرانی سال‌ها علیه دیكتاتوری صدام جنگیده است. وی خوش‌مشرب است و در مراوده با دیگران و نقد سیاست‌های کردستان عراق که از منتقدان ملایم آن به شمار می‌رود، زبانی طنزآمیز دارد. حزب سوسیال دموكرات كردستان عراق اگرچه در مقایسه با اتحادیه میهنی یا دموكرات، حزب فراگیری نیست اما نظرات و طرفداران خاص خودش را دارد و به قول آقای حاجی محمود اگرچه سوسیالیستی است اما ماركسیستی نیست و از این نظر مشابه همتایان اروپایی خود نظیر سوسیال دمكرات آلمان به شمار می‌رود. در ششمین کنگره‎ی حزب سوسیال دموکرات کردستان عراق که در اربیل در تاریخ اردیبهشت ۱۳۹۰ برگزار شد، محمد حاجی محمود مجدداً به عنوان دبیر کل این حزب انتخاب شد. در سال ۱۳۹۳ و در جبهه نبرد با داعش در حوالی کرکوک، وی از معدود سران کردستان عراق پیشقدم و حضور یافته در خط مقدم نبرد و خود در صف اول پیشمرگان بود که در همین نبرد فرزندش (عطا) جان باخت. وی پس از این واقعه گفت: «جنگ است و باید پسران‌مان را هم فدا کنیم». چند سال پیش از این وقایع، در فرصتی دست داده به سراغ ایشان رفتیم تا در زمانی خیلی كوتاه چند سوال شتابزده در مورد آینده و گذشته عراق و كردستان عراق از وی بپرسیم كه با همان زبان طنزش به ما پاسخ داد. توجه کنید که این گفتگو در اردیبهشت ۱۳۸۷ (۲۰۰۸) صورت گرفته و مربوط به وقایع آن تاریخ است و بازخوانی آن برای یادآوری وضعیت گذشته کردستان عراق در آن سال خالی از فایده نیست. این گفتگو در آن تاریخ و در هفته‌نامه دیدگاه شماره ۲۰ منتشر شده و به دلیل نایاب بودن نشریه مذکور در سایت سرزمین بازنشر می‌شود.

گفتگو: ناصر خالدیان

• آقای حاجی محمود، قضیه علی حسن المجید یا همان علی شیمیایی این روزها از اخبار مورد توجه مردم عراق است. دیدگاه‌های مختلفی در مورد اعدام کردن یا نکردن او وجود دارد. باور جمعی و افکار عمومی مردم در کردستان عراق نسبت به این مساله چیست؟
علی حسن المجید یکی از آن عوامل مجرمی است که سرپرستی عملیات انفال و بمباران‌های شیمیایی را در کردستان عراق به عهده داشته است. بیش از ۵ هزار شهید و ده هزار زخمی حلبچه و ۱۸۰ هزار قربانی عملیات انفال داشتیم که به تاکید اهل کردستان عراق، او را مجرم ردیف اول در این اعمال می‌دانند چرا که مجری اینها او بوده و به همین دلیل مردم کردستان عراق چشم انتظار این هستند که رای اعدام وی اعلام شود.

 

• ما با دو دیدگاه در این مورد مواجهیم یکی دیدگاه اکثریت که شما گفتید و یکی هم دیدگاه خواص مانند روشن‌فکران کردستان عراق که ما با برخی از آنها صحبت کردیم و می‌گویند علی حسن المجید مانند صدام بسیاری رازها دارد و می‌خواهند با اعدام او بر این اسرار سرپوش بگذارند. همان طور که اعدام سریع صدام جای گمان و تردید بود و برخی عقیده دارند بسیاری ناگفته‌ها با اعدام او مکتوم ماند. نظر شما چیست؟
این مساله خودش چند حالت دارد مثلاًً در مورد صدام همین بحث بود که صدام خیلی زود اعدام شد ولی از سویی دیگر اگر آن موقع صدام اعدام نمی‌شد این موجب امید و دستاویزی برای حزب بعث می‌شد و خودش را بازسازی می‌کرد و عملیات بمب‌گذاری بیشتری انجام می‌داد. اما وقتی او اعدام شد، ناامید شدند و میزان بمب‌گذاری هم کمتر شد. این دو حالت دارد که اولی اگر زنده می‌ماند ممکن بود خیلی چیزها را بازگو کند و سرنخ‌هایی به دست می داد که این سلاح‌های شیمیایی از کجا آمده‌اند و حالت دیگر اگر زنده می‌ماند خسارت روزانه‌ای به مردم وارد می‌شد و موجب احیای حزب بعث می‌شد. به همین دلیل اعدام او بهتر بود. در مورد علی حسن المجید هم که در این دو سه سال زندانی بوده آنقدر از او یافته‌اند که به هر حال این مسائل روشن شود. این که آیا این تخلیه اطلاعات از او به صورت عمومی منتشر می‌شود یا در دستگاه خاصی خواهد ماند، نمی‌دانم.

 

• به هر حال با وی و سایر عوامل انفال و بمباران شیمیایی مانند جنایتکار جنگی رفتار خواهد شد.
بله به هر حال اینها مجرم جنگی هستند. شما به تاریخ نگاه کنید می‌بینید مثلاً چنگیزخان، هیتلر، موسولینی و تمامی جنایتکاران تاریخ سرزمین‌های دیگران را اشغال کرده‌اند و علیه ملت‌های دیگر بوده‌اند اما این علیه ملت خودش این کار را کرده است. غیر از این، تمامی این ستم‌هایی که به کردها روا داشته‌اند فکر نمی‌کنم جای هیچ بخشایشی برای آنان باقی بگذارد. پس از جنگ جهانی دوم که که ۵۰ میلیون نفر در آن کشته شدند و در آن سلاح‌های شیمیایی به کار برده شد و و از سال ۱۹۴۵ معاهده‌ای بین‌المللی برای جلوگیری از سلاح‌های کشتار جمعی صورت گرفت. اینها (بعث) آمدند و در اواخر این قرن یعنی حدود چهل پنجاه سال بعد از واقعه‌ی هیروشیما و ناکازاکی و بعد از آن معاهده، سلاح کشتار جمعی را علیه ملت خودشان به کار بردند و کشور خودشان را نابود کردند.

 

blank

محمد حاجی محمود در جبهه نبرد با داعش

• فعالیت شما از چه وقت آغاز شده و اهداف حزب شما اینک پس از فروپاشی حکومت صدام و در عراق معاصر چیست؟
حزب سوسیال دموکرات کردستان ما در سال ۱۹۷۶ پس از انقلاب ایلول و عهدنامه الجزایر به مبارزه مسلحانه علیه رژیم عراق دست زد یعنی حتی پیش از حسن البکر و صدام. ما با این وضع تا انتفاضه ۱۹۹۱ عراق مبارزه و تلاش کردیم. پس از آن فعالیت سیاسی نموده و به بخشی از اهداف خود که برای آن مبارزه کردیم دست یافته‌ایم. اکنون بحث‌هایی هست که بخشی از آن عوامل سابق دوباره سر کار بیایند یا به آنها کار داده شود که ما مخالف این امر هستیم و عقیده داریم که آنها به ویژه اعضای حزب بعث جنایتکار جنگی هستند چون آنها اعمال بسیاری مرتکب شدند چه در جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران و چه علیه ملت خودشان، چه زنده به‌گور کردن‌ها، انفال، حملات شیمیایی علیه کردها و حتی در حمله به کشوری عربی مثل خودشان بعنی کویت هم دیدید که رحم نکردند. به همین دلیل ما فعالیت می‌کنیم که اساس تشکیلات کشوری عراق همه دگرگون شود. ما امروز می‌خواهیم عراق برای تمام عراقی‌ها چه کرد، شیعه یا سنی باشد و آن تشکیلات پیشین نباشد و عراقی نوین پایه‌ریزی شود.

 

• تفاوت جهان‌بینی شما با حزب بعث در چیست؟ با توجه به این که عنوان حزب شما سوسیالیستی است و حزب بعث نیز سوسیالیستی (اشتراکیه) بود؟
آن حزب بعثِ عرب بود. یعنی تنها برای عرب اشتراکیه بود نه برای مردمان دیگر. ما سوسیال دموکرات هستیم یعنی حزبی که از عدالت اجتماعی برای همه پیروی می‌کنیم. ما مارکسیستی نیستیم بلکه یک حزب ملی-قومی هستیم و از تجارب کشورهایی که دارای حزب سوسیال دموکرات باشند مانند اروپا استفاده می‌کنیم. که در هفده هجده دولت دنیا حزب پیروز هستند مانند آلمان، هلند، سوئد، اتریش یا انگلیس. ما از نظریات و تجارب اقتصادی آنها استفاده می‌کنیم مخصوصاً در زمینه عدالت اجتماعی در کردستان.

 

• در جنگ هشت ساله عراق و ایران یعنی زمانی که شما نیز با صدام می‌جنگیدید، نقش نیروهای شما چه بود؟
با آغاز جنگ ما به اتفاق نیروهای ایران علیه ارتش رژیم بعث در عملیات‌های مختلفی مبارزه کردیم و شهیدان بسیاری نیز در این راه دادیم، حدود ۴۵۰۰ شهید دادیم. مثلاً در عملیات والفجر ۱۰ منطقه پل «زه‌لم» تا دریاچه دربندیخان را ما تسخیر کردیم تا حلبچه آزاد شد. یا توپخانه‌ای که شهر مریوان و اطراف آن را مورد هدف قرار می‌داد ما آن را تسخیر کرده و از کار انداختیم و عملیات‌های بسیار دیگری در آن هشت سال علیه ارتش بعث و همپای نیروهای ایران و علیه این دشمن مشترک جنگیدیم.

 

• همان گونه که آگاهید علاوه بر فشار جنگ، بار اصلی کمک‌ها و امدادرسانی به آوارگان عراقی در سال‌های جنگ نیز بر عهده ایران بود. به نسبت کشورهای مجاور مانند ترکیه یا سوریه، نقش ایران در امدادرسانی به آوارگان و نیز مجروحین و بازماندگان شیمیایی در آن سال‌ها چگونه بود؟
ایران پس از بمباران‌های شیمیایی کمک‌های بسیار بزرگی به مردم کردستان عراق نمود. آن موقع آمپول ضدشیمیایی آتروپین بسیاری را توزیع نمودند که ما نیز به مردم دادیم و جان بسیاری را نجات داد و یا ماسک‌های ضدشیمیایی و یگان‌های ایرانی با هلی‌کوپتر و آمبولانس مجروحین و مردم بازمانده را خارج می‌کردند. نیروهای ایرانی خودشان کودکان کرد مجروح را به دوش می‌گرفتند و این کمک‌ها به ‌آسیب‌دیدگان شیمیایی تا انتفاضه ۱۹۹۱ باز هم ادامه داشت. علاوه بر این با مساعدت‌های جمهوری اسلامی ایران و اعزام مجروحین شیمیایی به اروپا و بازتاب خبری این وقایع توسط رسانه‌های ایران و خبرنگاران خارجی که ایران آنها را به منطقه می‌آورد همه تاثیر بسزایی داشت و موجب شد برای اولین بار صدای کردها به گوش جهانیان برسد. اینها همه خدمات بزرگ و فراموش نشدنی بود. غیر از آن یاری به آوارگان که حدود ۲۰۰ هزار خانوار از کردهای عراقی در ایران بودند. در کوچ تاریخی ۱۹۹۱ نیز حدود یک میلیون نفر در مرزهای ایران و اردوگاه‌ها بودند و حدود سه میلیون نفر آواره در کل ما داشتیم که ایران با آذوقه و پشتیبانی به آنها کمک نمود.

 

• پس از این وقایع چطور؟
پس از جنگ و بعد از انتفاضه ۱۹۹۱ ایران تنها از طریق هلال احمر به ما کمک نمود یعنی دیگر نقش خود را در منطقه رها نمود. بعد ببینید الان مثلاً میسیونرهای آمریکایی ۱۱ هزار کیلومتر آن‌سوتر آمده‌اند و در تویله یا پنجوین کلیسا ساخته‌اند. به هر حال ما به همراه ایران، اتحادیه میهنی، حزب دموکرات کردستان عراق، حرکت اسلامی و سایر گروه‌ها در این سال‌ها علیه یک دشمن مشترک می‌جنگیدیم و حالا در دوران بازسازی هم ایران باید یاری کند.

 

همه می‌گویند ما وحدت عراق را می‌خواهیم ولی همه وحدت عراق را برای منافع خودشان می‌خواهند. شیعیان می‌گویند عراق واحد به شرطی که خودشان مسوول همه‌ی عراق باشند. سنی‌ها هم می‌گویند عراق که فقط خودشان باشند. کردها هم در این میانه از ترس دولت‌های دیگر می‌گویند عراق واحد! وگرنه اگر ترس از دولت‌های عربی یا ایران و ترکیه نبود ما به همان استقلال کردستان راضی هستیم.

 

• برگردیم به دوران بعد از انتفاضه ۹۱ در آن سال‌ها چه تحولاتی در کردستان عراق به وجود آمد؟
پس از این تاریخ، حکومت بعث نیروهایش را از کردستان عراق خارج کرد. وقتی این نیروها خارج شدند، ادارات و نظام اداری هم نماند. ما یک جبهه کردستانی تشکیل دادیم که به هر حال تجربه‌ای اداری نداشت ولی به تدریج ادارات را در دست گرفت که پلیس و استاندار و غیره تعیین کردیم تا سال ۹۲٫ در ۱۹ ماه می ۱۹۹۲ انتخاباتی انجام دادیم یعنی قانونی توسط همین جبهه کردستانی نوشتیم و درباره این قانون انتخاباتی انجام دادیم که ۱۰۵ نفر برای پارلمان انتخاب کردیم. پارلمان هم حکومتی با ۱۶ وزیر و نخست وزیر و جانشین نخست وزیر تشکیل داد و بعد بقیه اجزاء مانند استاندار و غیره را منصوب کردیم. آن موقع وضعیت اقتصادی خوبی نداشتیم. قضیه نفت در برابر غذا مطرح شد که همین کمک‌ها برایمان می‌رسید تا آخر سال ۹۳ که مشغول جنگ داخلی با خودمان شدیم.

 

• چرا؟
بین خودمان جنگ ایجاد شد. با یکدیگر حدود ۵ سال درگیر شدیم. مثلاً به خاطر یک تکه صخره یا ارتفاعاتی صد نفر را به کشتن می‌دادیم! جایی که در تابستان به خاطر گرما کسی آنجا سکونت می‌کرد و نه زمستان به خاطر برف کسی می‌توانست آنجا بماند!

 

• یعنی حتی موقعیت استراتژیکی هم نداشت…
بله مثلاً جایی به نام کلاوقاسم یا کَلکی‌احمدآغه(!) بود که از اول حتی نام نداشت اما به خاطر این جنگ داخلی، این تصرف می‌کرد و آن دیگری بازپس می‌گرفت و به خاطر این موهوم مثلاً سه هزار نفر را به کشتن می‌دادیم!

 

• یا حتی به خاطر عقیده و اختلاف ایدئولوژیک نبود؟
نه مثلاً بین این گروه‌ها که فرض برای فلان بخش از کدام‌شان بخشدار بگذارند جنگ درگیر می‌شد و می‌دیدی مثلاً هزار نفر به این خاطر کشته می‌شدند. این گروه بخشدار خودش را منصوب می‌کرد و گروه دیگر می‌آمد و با تصرف آنجا بخشدار خودش را می‌گذاشت! یعنی ما پنج سال درگیر و مشغول اینها بودیم که در این پنج سال وضعیت اقتصادی بدی هم داشتیم. گلوله توپ می‌خریدیم دانه‌ای سه هزار دلار که یکباره مثلاً بیست سی یا صد تا به سمت یکدیگر شلیک می‌کردیم. این جنگ‌ها موجب شد که ما در بسیاری بخش‌ها با کمبود و عقب‌ماندگی مواجه شویم و بسیاری چیزها را از دست دادیم. بعد هر کدام از ما به جایی پناه می‌برد یکی ایران یکی عراق یکی ترکیه. تا خودمان از پا افتادیم و از این وضعیت خسته شدیم و بعد هم نیروهای آمریکایی آمدند و عراق را اشغال کردند. الان با همدیگر بهتریم و با هم آشتی کرده‌ایم هر چند بعضی این چیزها در دل‌شان مانده اما به هر حال الان وضعیت بهتر است. قبلاً دو حکومت در دو شهر داشتیم که الان یک حکومت در یک شهر شده و هر چند نواقصی دارد اما حالا مهم این است که نخست وزیر داریم و جانشین نخست وزیر داریم و خلاصه حکومتی داریم که به اندازه کشور چین وزیر دارد! یعنی حدود چهل وزیر داریم.

 

• الان وضعیت اقتصادی و معیشتی به نسبت گذشته چطور است؟
به هر حال الان اوضاع بهتر است چون وضعیت اقتصادی بهتری به نسبت گذشته داریم و درآمد نفتی هم داریم و بودجه هم از بغداد می‌آید و ساختمان‌های بزرگ و عمران و آبادانی جریان دارد اما برق نداریم. روزی یک یا دو ساعت برق داریم. در این مورد مشغول مذاکراتی شده‌ایم. ایران به ما برق می‌دهد که البته تا پنجوین و خانقین و حاجی‌عمران می‌رسد. در این مورد برنامه‌ریزی پنج ساله و ده ساله‌ای کرده‌ایم برای بهبود وضعیت برق. آب آشامیدنی مطلوبی هم نداریم و بیماری هم به این دلیل زیاد است. در زمینه سوخت مانند نفت و بنزین و گاز هم مشکل داریم و الان سوخت در کردستان عراق از اروپا هم گران‌تر است.

 

• مجادله‌های فراوانی در مورد کرکوک انجام شد. بالاخره قضیه کرکوک به نتیجه رسید؟
راستش مجادله و بحث ما در زمینه همین کرکوک است. ما که برای سلیمانیه و هولیر و دهوک نجنگیدیم. آنجاها که چیزی ندارند نه نفتی دارند نه آب. بحث ما در مورد مناطق نفتی در کردستان عراق است مانند نفتخانه و مندلی و کرکوک و خانقین و سنجار (شنگال). ما بر سر جاهایی که نفت و گوگرد و منابع معدنی دارند جنگ داشتیم نه بر سر چند کوه و صخره. الان کرکوک به حریم کردستان عراق نپیوسته چون صاحب و مدعی زیاد دارد. ما خودمان را صاحب آنجا می‌دانیم و دولت مرکزی عراق و حتی ترکیه هم خودش را صاحب آنجا می‌داند و اگر دروغ نگویم حتی ۲۲ دولت عربی هم خودشان را صاحب آنجا می‌دانند! ولی الان صاحب اصلی‌اش آمریکاست و در دست آنها و بریتانیایی‌هاست و ما هم چشم‌انتظار کرم خداوندیم که ببینیم اوضاع به چه صورت درمی‌آید!

 

• چه تلاشی در این مورد کردید؟
ما در دو انتخابات از کرکوک در اکثریت بودیم مثلاً از ۴۱ عضو انجمن شهر کرکوک ۲۹ نفرشان کرد هستند و به این معناست که در کرکوک حدود ۸۵%شان کرد هستند. الان منتظر انتخابات دیگری هستیم که هنوز آمادگی آن ایجاد نشده چون همان گونه که گفتم کرکوک این همه مدعی و صاحب دارد و حل این قضیه که کرکوک جزو حریم کردستان عراق شود به این سادگی نیست چون نفت و مدعی دارد. البته در این مورد ما نیز خطاهایی داشته‌ایم چون در مواقعی که کردها برایشان این کار شدنی بود، نکردند و حالا این قضیه ساده نیست.

 

• در مجموع با نگاهی به گذشته و اکنون، آینده‌ی عراق را چگونه می‌بینید؟ یک عراق یکپارچه و واحد یا چندپاره مانند اکنون که آن را در سه بخش مجزا می بینیم؟
راستش ما همه می‌گوییم عراق یکپارچه و واحد اما واقعیت این است که این بخش‌ها نقاط اختلاف بیشتری به نسبت نقطه اشتراک‌ها دارند. یعنی عدم همزیستی آنها بیشتر از همزیستی‌شان است. مثلاً اگر ۱۰۰ نقطه برای همزیستی در نظر بگیریم به باور من در ۷۵ نقطه عدم همزیستی وجود دارد. در این ۲۵ مورد باقیمانده هم هیچکدام همدیگر را باور نداریم. مثلاً سنی‌ها نه تنها در این هشتاد سال معاصر بلکه حتی از دوره عباسیان و امویان همیشه حاکم عراق بوده‌اند که بخش اقلیتی هم هستند و چون همیشه حاکم بوده‌اند بر این باورند که از جانب خداوند امر آمده که تنها آنان حاکم باشند و نه می‌خواهند شیعه را به شراکت خود قبول کنند و نه کرد را. یعنی در تقسیم قدرت شریک نمی‌خواهند. الان که وضعیت عوض شده دو شریک تازه یافته‌اند یکی شیعیان که با آنها در تضادند و یکی هم کرد. از طرف دیگر شیعیان هم در عراق که به این موقعیت رسیده‌اند انگار می‌خواهند حق ۱۴۰۰ ساله‌شان را از اینها بگیرند! یعنی به نام دموکراسی و اقلیت و اکثریت به هر حال مدعی اکثریت عراق هستند. بعضی‌هایشان می‌خواهند دو اقلیم در جنوب عراق بسازند که بغداد هم تحت سلطه آنها باشد. سنی‌ها هم این را قبول ندارند و فکر می‌کنند زمان اموی و عباسی است و تنها باید خودشان حاکم باشند. آنهایی که در این میانه مقداری ملایم‌ترو سالم‌تر و بی‌سر و صدا هستند کردها هستند. کردها هم به دلیل این که چیزی نداشته‌اند همان چیزی را هم که اکنون دارند از سر خودشان زیاد می‌دانند! اما آنها که چیزی از دست داده‌اند احساس می‌کنند به آنها ستم شده و این دو بخش سنی و شیعه از این دست نمی‌کشند و مدام مشغول درگیری با یکدیگر هستند. این اختلافات آنها در واقع به استخوان رسیده است. در جنبه اداره عراق نیز می‌توانیم این تفرق را در نماد دولت ببینیم: نخست‌وزیر شیعه، رییس ‌مجلس سنی، رییس‌جمهور کرد. این خود یعنی سه بخش، از جنبه اداری سه تقسیم است.

 

• لبنان هم به همین صورت است، بالاخره انتخابات دارند و…
بله از جنبه انتخاباتی هم اگر در نظر بگیریم همین است. فرض شیعیان ۵/۵ میلیون رای‌دهنده و کردها ۲/۶ میلیون رای‌دهنده دارند. حالا مثلاً در منطقه بغداد که حدود یک میلیون کرد دارد می بینید تنها ۱۸ هزار رای برای کردها وجود دارد یا سنی‌ها در مناطق کردنشین رای نمی‌آورند یا در سایر مناطق به اهالی مناطق دیگر رای نمی‌دهند این نشان از یک جدایی جغرافیایی است. یعنی عملاً می‌بینید که جغرافیا تقسیم شده، نظام اداری تقسیم شده است. یا مثلاً در قانون اساسی آمده که به اماکن مقدسه توجه بیشتری شود یعنی به نفع شیعیان. یا می‌گوید مراعات اهل سنت مانند سامرا و بغداد شود یعنی به نفع سنی‌ها یا می‌گوید کردها آیین خاص خود را دارند و رعایت حال آنها بشود. این یعنی عملاً قانون اساسی هم این تقسیمات و چندگانگی را به وجود آورده است.

 

• یعنی برخلاف پوسته ظاهری نوعی تفرقه و جدایی در گفتار و رفتار مردمان عراق هست یعنی عراق واحد تنها در حد یک شعار باقی مانده است؟
بله مثلاً می‌بینید در تجمعات و مجالس همه با هم هستند ولی وقتی فلان کنگره یا تجمع تمام می‌شود علیه همدیگر حرف می‌زنند، علما علیه همدیگر حرف می زنند. آمریکایی‌ها آمده و بودجه و همه چیز در اختیار آنهاست. آنها این بخش‌ها را کنار همدیگر مانند پارلمان یا هیات وزیران گرد می‌آورند اما فرض آن وزیری که باید تابع رییس وزرا در مجلسی اعلی باشد در واقع مطیع حزب خودش است. فرض مثلاً یک وزیر کرد بدون هماهنگی با مام جلال یا کاک مسعود با هیچ هیات دیگری جایی نمی‌رود! شیعه‌ها و سنی‌ها و هم همین طور. الان عراق چنین وضعیتی دارد در حالی که همه می‌گویند ما وحدت عراق را می‌خواهیم ولی همه وحدت عراق را برای منافع خودشان می‌خواهند. شیعیان می‌گویند عراق واحد به شرطی که خودشان مسوول همه‌ی عراق باشند. سنی‌ها هم می‌گویند عراق که فقط خودشان باشند. کردها هم در این میانه از ترس دولت‌های دیگر می‌گویند عراق واحد! وگرنه اگر ترس از دولت‌های عربی یا ایران و ترکیه نبود ما به همان استقلال کردستان راضی هستیم.

 

• به هر حال یک کردستان مستقل از عراق برای دولت‌های منطقه مانند ایران خوشایند نخواهد بود و سیاست خارجی ایران هم همیشه از عراق واحد دفاع کرده است.
من فکر می‌کنم این باید برای ایران خوشایند باشد. جمهوری اسلامی ایران از ترکیه تا حدود بصره چیزی حدود ۱۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارد که باید برای این مرز ارتش و توپخانه و پدافند و جاده و هزینه صرف کند. الان ۶۰۰ کیلومتر از این مرز کردها هستند. کردها هیچ گاه به ایران حمله نکرده‌اند چون در طول تاریخ همیشه دوست و مدافع ایران بوده‌اند. از کوت تا بصره هم حدود ۱۰۰۰ کیلومتر مرز مشترک است که شیعیان هستند. شیعیان هم که هیچ گاه به ایران حمله نمی‌کنند. یعنی به نفع ایران خواهد بود که عراق تقسیم شود. فقط در این بین سنی‌ها می‌مانند که آنها هم در سرزمین محدودی نزدیک سوریه و اردن باقی می‌مانند. یعنی مرزهای ایران با مناطق سنی‌نشین باقی نخواهد ماند و این تقسیم به سود ایران نیز خواهد بود.

 

 

  • نویسنده : ناصر خالدیان